جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

223

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

طبيعى است كه علىبن ابيطالب فقه اسلامى را هم از همه بهتر بداند چنان‌كه از همه بهتر به آن عمل مىكرد ، و آنهايى كه در عصر او بودند ، كسى را كامل‌تر و صالح‌تر از او در فقه و فتوى نشناختند . و به‌خاطر دانش فراوان و فقه بىپايان ، على مورد اعتماد ابوبكر و عمربن خطاب در همه مشكلات بغرنج و پيچيده بود ، چنان كه در مشورت نيز نظريه نهايى را از او مىخواستند و به او رجوع مىكردند و اين دو خليفه ، از دانش و فكر على بسيار بهره‌مند گشتند . على همچنان‌كه براى ابوبكر و عمر در مسائل فتوايى ، مرجع بود ، براى اصحاب ديگر نيز چنين بود و بسيار نادر مىتوان يافت كه در مسائل شرعى و دينى ، دليل و برهانى بهتر از دليل و برهان او وجود داشته باشد . دانش على در فقه اسلامى ، منحصر به نصوص و احكام فقهى نبود ، بلكه در علوم مقدماتى فقه نيز ، از قبيل حساب ، بر ديگران تفوق و برترى داشت . و اگر ابوحنيفه را در قرون پس از على « امام اعظم » فقه مىدانند ، بايد توجه داشت كه او شاگرد على بود ، زيرا او نزد جعفربن محمد درس خوانده و جعفربن محمد از پدرش بهره برده بود . . . و سلسله به علىبن ابيطالب منتهى مىگردد . مالك بن انس نيز با چند واسطه شاگرد على بود ، زيرا او از ربيعه و ربيعه از عكرمه و عكرمه از عبدالله‌بن عباس و عبدالله‌بن عباس از على فيض برده بود . به ابن‌عباس كه استاد همه اينها بود گفته شد : « نسبت علم تو با پسرعمويت - على - چگونه است ؟ » در جواب گفت : « مانند قطرهء بارانى در برابر اقيانوس » . * * *